نقد و بررسی فیلم The Five-Year Engagement ( نامزدی پنج ساله )
« نامزدی پنج ساله/ The Five-Year Engagement » براساس ایده ای مشترک از نیکلاس استولر و جیسون سیگل ساخته شده است. در ارتباط با این موضوع استولر عنوان کرده کهقبل از نوشتن فیلمنامه به تماشای فیلم « آنی هال / Annie Hall » نشسته تا بتواند به فضایی کمدی که در این فیلم بوده دست پیدا کند و نمونه مدرن آن را در فیلم جدیدش بکار بگیرد. ظاهراً آنچه که استولر قصد داشته از فیلم جدیدش ارائه دهد، داستانی رمانتیک و پرکشش ب
ا غافلگیری های متعدد بوده که در مدت زمانی نسبتاً طولانی 2 ساعت موجب خستگی مخاطبش نشود. او برای اینکار به سراغ دوست صمیمی اش جیسون سیگل رفت و با کمک او توانست فیلمنامه را تکمیل کند و خودِ سیگل را هم در نقش اصلی قرار داد چراکه معتقد بود سیگل به جهت کمک در نگارش فیلمنامه بهتر از هرکسی به فضای داستان آشنایی دارد و می تواند به خوبی از عهده این نقش بربیاید. شاید آنچه که این دو فکر می کردند این بود که « نامزدی پنج ساله » خواهد توانست موفقیت های خوب فیلم « فراموش کردن سارا مارشال/ Forgetting Sarah Marshall » را بار دیگر تکرار کند اما فیلم جدید استولر ضعف های مهمی دارد که باعث می شود نتوانیم صفت این فیلم را " موفق " عنوان کنیم.داستان این فیلم از جایی آغ
یکی از نکات جالب توجه درباره جیسون استاتم ( بازیگر نقش اصلی این فیلم ) این است که علاوه بر اینکه سالهاست به عنوان یک بازیگر اکشن پذیرفته شده و خودش هم بدش نمی آید در این قالب باقی بماند، پوستر فیلمهایش هم در این چند سال اخیر به شدت یکنواخت شده و به شدت فریاد می زند که قرار است با چه فیلمی روبرو شویم
! پوستر فیلمهایی که استاتم در آنها ایفای نقش کرده معمولاً به این صورت است که او خودش در مرکز تصویر قرار می گیرد و با اسلحه یا هر چیز دیگر از تماشاگرش طلبکار است ! ( البته فیلم « به درد نخورها » از این قاعده مستثنی هست ). « ایمن / Safe » جدیدترین فیلم جیسون استاتم هست که به مانند سُنت چند سال اخیر ، یکسره روندی اکشن وار را طی می کند و پوستر آشنایی هم برایش در نظر گرفته اند که قبل از تماشای فیلم همه چیز را لو می دهد! لوک رایت ( جیسون استاتم ) یک مبارز سابق هنرهای رزمی مختلط است که خانواده اش توسط اعضای مافیای روسیه به صورت دلخراشی به قتل رسیده. لوک که با از دست دادن خانواده اش زندگی برایش نافهوم شده، حالا بی هدف در خیابان های نیویورک پرسه می زند و هیچکس هم سراغی از او نمی گیرد. اما در یکی از همین روزها او با دختری 12 ساله که به شدت از چندین نفر گنگستر ترسیده برخورد می کند. ظاهراً این گنگسترها قصد دارند تا این دختر را بربایند و برای هدف نامعلومی از او استفاده کنند اما لوک وارد معرکه می شود و موفق می شود تا این مزدورها را از محوطه دور کند. وی بعد از مدتی صحبت با دختربچه متوجه می شود که او در اصل یک نابغه ریاضی است که کدهای بسیار سری را در ذهن خود نگه داشته و به همین جهت مافیای روسیه و تعدای از اعضای فاسد پلیس
متیو مک ناهی ( این نزدیک ترین تلفظ به اسمش هست! ) بازیگر اصلی فیلم است که قبلا در انواع و اقسام کمدی های رمانتیک او را دیده اید. رییس ویترسپون ، دیگر بازیگر مشهور فیلم است که در سال 2005 برای فیلم « راه رفتن بر روی خط » موفق به دریافت اسکار شد اما بعد از آن ، در حال تجربه کردن یک پسرفت حسابی است!
داستان فیلم درباره چیست ؟
الیس ( تی شریدان ) و نکبون ( جیکوب لافلند ) دو پسربچه ای هستند که در حومه یک رودخانه در کانزاس آمریکا زندگی می کنند. این دو بچه کنجکاو در یک روز معمولی، قایقی را می یابند که به خیال خودشان تنها افرادی هستند که توانسته اند آن را کشف کنند، اما بزودی صاحب قایق که چهره های داغان دارد و خود را ماد ( متو مک ناهی ) خطاب می کند ، پیدا می شود و این دو کودک تصمیم می گیرند بیشتر درباره او بدانند و این در حالی است که ماد در حال فرار از گذشته است و...
کارگردان کیست ؟
جف نیوکلز که در سال 2011 یک فیلم بسیار خوش ساخت به نام « پناه بگیر » را کارگردانی کرد که به شدت مورد پسند منتقدان واقع شد. نیکولز پیش از « پناه بگیر » هم یک اثر جالب به نام « داستانهای شات گانی » ساخت که مورد توجه قرار گرفت. « ماد » سومین اثر جف نیکولز خوش ذوق محسوب می شود.
خانواده ها در هنگام تماشای فیلم باید به چه نکاتی توجه کنند؟
لحظات خشن و زبان گزنده ، در لحظاتی از فیلم دیده می شود که بهتر هست در این مواقع در کنار عزیزان کم سن و سالتان باشید. البته در مقایسه با شرایط اجتماعی این روزها، بی ادبی هایی که در فیلم « ماد » از زبان شخصیت ها خارج می شود، چیزی شبیه به جوک هست!
باید گفت جدید ترین فیلم از مجموعه فیلم پرسی جکسون روند رو به رشد قسمت اول خود را طی نکرد و با وجود بالا رفتن قدرت جلوه های ویژه و دانش ادی این فیلم در وضعیت بد تر از نسخه اول خودش قرار گرفته است. فیلم با چالش هایی زیادی از جمله نقطه های کلیشه ای فیلم های فانتزی رو به رو است و با نداشتن جلوه های ویژه خوبی این مشکلات را اضافه کرده است. پرسی جکسون که حالا پس از گذشت قسمت اول و فهمیدن این که یک دورگه است و نیمی از آن انسانی و نیم دیگر آن در رابطه با خدای دریا ها این بار هم خدایان دیگر را دچار مشکل میبیند و وارد نبرد با دشمنان میشود. همانند نبرد تایتان ها که قسمت اول خوبی را سپری کرد و به یک فاجعه رسید پرسی جکسون هم همین روش را ادامه داد ولی حد اقل نبرد تایتان ها در سال 2012 قسمت دومش با فروش نسبتا خوبی هم همراه بود جلوه های ویژه قوی تری را نسبت به این فیلم داشت.
بعد از ماجرا های قسمت اول پرسی و دوستانش همچنان در حال آموزش در کمپ دورگه ها هستند . حالا به این ترتیب بیننده برای تماشای ماجراهایی که قرار است اتفاق بیفتند،آماده می شود.دیونیسوس (استنلی توچی) به عنوان مدیر کمپ دورگه ها او را به غلط پرسی جانسون می خواند و کلاریس قلدر (لوین رامبین) به عنوان دختر الهه جنگ به او زور می گوید و او در تیمی (موسوم به مثلث برمودا) که برای فراخواندن هیولاهای دریا برای دفاع از کمپ تشکیل می شود،جایی ندارد.آن ها باید پشم زرین را پیدا کنند و اجازه ندهند که لوقای بد ذات و کینه توز (جیک آبل) از آن برای نابود کردن المپی ها استفاده کند.گفته می شود که طرفداران متعصب رمان های «پرسی جکسون» از تغییراتی که در داستان فیلم «دزد صاعقه» داده شده بود ناراضی بودند ولی باز می بینیم که در نسخه جدید نیز این تغییرات اعمال شده اند.لذا به نظر می رسد که «دریای هیولاها» (به کارگردانی تور فرویدنتال) به دلیل کیفیت پایین کار و نبود هیجان کافی مایه ناامیدی بینندگانش شود.
گام های شیدایی اثری از بهمنی و نویسندگان جوان بوده است تا فیلمی سیاسی و آموزشی را بسازند . که گره زدن یک ماجرای هیجانی با درون مایه ی تعقیب و گریز و انقلاب درونی و حسی یک سرباز زن آمریکایی، آمیخته ای جذاب را پدید آورد که به هیچ روی موفق نبوده است.
اصولا الان چه فیلم های ایرانی و چه خارجی مشکل اصلیشون موضوع و خط اصلی و قسمت های فرعی داستان میباشد . در فیلم اصلا تلاشی برای نقطه اتصال و پایان داستان ها نشده است و حول حولکی به خط اصلی اضافه میشود و سریع به پایان میرسد. در کل فیلم فقط و فقط حرف های آموزشی زده میشود نتیجه ان را دارد که کلا دیالوگ ندارد فیلم فقط شعار و پیام اخلاقی میدهد .
اما در عراق وضعیت بهتر که نیست هیچ بد تر هم میشود. اصلا تعریف درستی از ضخیت ها نمیشه . به نظر من این فیلم حتی به تماشاگران خودشون هم توهین کرده است و آن ها را ناراحت . نوع برخورد افراد و گفت و گوها در معدود نماهای شهری هم به شدت بد از آب در آمده است. آن قدر بعد که حتی به یک چیز ساده مثلا هنگامی که اخبار از سی ان ان پخش می شود، فونت و سایز درج نوشته ها در صفحه کوچک ترین شباهت به نمونه ی اصلی در آن شبکه ندارد.
نقد فیلم:این فیلم برگرفته از نمایش نامه هملت است. کارگردانی بسیار خوب است و کارگردان خیلی خوب توانست از بازیگرانش بازی بگیرد به طور مثال بازی حامد کمیلی در این فیلم خیلی متفاوت بود و یکی از بهترین نقش هایی بود که توانست بازی کندولی بازی حامد کمیلی در فیلم های قبلی اش به نسبت فیلم تردید ضعیف تر است. در این فیلم کارگردان خوب توانسته از حامد کمیلی بازی خوبی بگیرد.
« سفر ستاره ای به سوی تاریکی » دوازدهمین فیلم براساس مجموعه داستانهای « سفر ستاره ای » می باشد که در سال 2013 بر پرده سینماها آمده است ( این مجموعه در ایران با نام « پیشتازان فضا » شناخته می شود ) . پیشینه این مجموعه هیجان انگیز و بسیار محبوب، به حدود نیم قرن پیش و سریال « سفر ستاره ای » باز می گردد که در آن زمان از تلویزیون پخش شد و خیلی زود توانست طرفداران بی شماری را بدست بیاورد. در واقع شاید بتوان نقش مجموعه « سفر ستاره ای » را حتی بیش از یک مجموعه ساده تلویزیونی در نظر گرفت چراکه این مجموعه نقش بسزایی در علاقه مند شدن مردم به دنیای نجوم و فضا در حدود نیم قرن پیش داشت. در آن دوران، کمتر کسی به جز دانشمندان و قشر تحصیل کرده ، از سیارات و نجوم و در مجموع، شرایط بیرون از جو کره زمین اطلاعات داشتند، ولی پخش سریال « پیشتازان فضا » و جذابیت های بصری آن باعث علاقه مند شدن بسیاری از مردم به علم نجوم شد؛ اتفاقی که شاید بتوان از آن به عنوان قدرت رسانه هم یاد کرد.
اما « سفر ستاره ای » پس از نخستین فصل موفقش در سالهای بین 1966 تا 1969، نتوانست توفیق مشابهی را تجربه کند و اگرچه این داستان همیشه محبوب و دوست داشتنی بوده ، اما هرگز نتوانست در حد و اندازه های نسخه اول این مجموعه موفق ظاهر شود تا اینکه در سال 2009 جی جی آبرامز نسخه ای تازه و پر زرق و برق را اینبار در قامت فیلم بلند سینمایی ، روانه سینماها کرد که این نسخه دقیقاً همان چیزی بود که طرفداران « سفر ستاره ای » منتظرش بودند! در نسخه سال 2009 ، « سفر ستاره ای » فیلمنامه خوب، جلوه های ویژه جذاب با رعایت المان های کلاسیک این مجموعه را به همراه داشت که توانست نظر مساعد اکثر طرفداران را به دست آورده و راه را برای ساخت قسمت های جدید فراهم آورد که حالا این اتفاق پس از 4 سال رخ داده و آخرین نسخه « سفر ستاره ای » با عنوان « سفر ستاره ای به تاریکی » به اکران درآمده است.
پس از اتفاقات قسمت قبل، کاپیتان جیمز تی کیرک ( کریس پاین ) جسور تر و بی باک تر از گذشته شده و تصمیم دارد تا صلح و امنیت را به هر قیمتی به کهکشان بازگرداند. کاپیتان کیرک در آخرین اقدام خود، به منظور نجات همراه همیشگی اش اسپاک ( زاخاری کویینتو ) و البته اهالی بومی سیاره نیبیرو که در حال سوختن و انفجار می باشد، خودش ، استارفلیت و حتی مجموعه یو اس اس اینترپرایز را با خطر امنیتی کم نظیری مواجه می کند که همین امر سبب می شود وی از طرف کاپیتان کریستوفر پایک ( بروس گرینوود ) خلع درجه شده و همچنین برای همیشه از اسپاک جدا شود. این تصمیم سخت گیرانه برای کیرک بسیار سخت و غیرقابل تحمل است اما دیری نمی پاید که استارفلیت هدف حمله یکی از اعضای خود به نام خان ( بندیکت کامبرباچ ) قرار میگیرد که افراد زیادی را به کام مرگ می فرستد. کیرک که در جریان این حمله عزیزترین فرد خود یعنی کاپتیتان پایک را از دست داده، از طرف فرمانده مارکوس ( پیتر والکر ) عنوان کاپیتانی را بازپس می گیرد و مامور می شود تا به همراه خدمه اش به سوی محل اقامت خان سفر کرده تا انتقام خودشان را از او بگیرند اما...
جهت توضیحات بیشتر بروی دانلود در زیر برچسب کلیک کنید تا به صفحه ای ادامه مطلب..بروید
از تماشاي «من نفرت انگيز» در سال 2010 بي اندازه لذت بردم، به همين دليل با وسواس زيادي به سراغ نسخه دوم اين فيلم رفتم. «من نفرت انگيز» داستاني کمدي، شيرين و بي عيب و نقص را درباره فردي به نام گرو با صداي استيو کارل نقل مي کند. پدر شدن گرو باعث دور شدن او از دنياي تبهکاري مي شود. فيلم در نقطه اي تمام مي شود که هيچ پرسشي بي پاسخي در ذهن بيننده باقي نمي ماند. بعد از اتمام فيلم بينندگاني همچون من غزل خداحافظي را براي گرو و سازندگانش خوانده بودند. اما مديران کمپاني يونيورسال که تنها 251 ميليون دلار از فروش «من نفرت انگيز» در داخل آمريکا به دست آورده بودند، رويايي ديگر در سر داشتند؛ بنابراين تصميم گرفتند دنباله اين انيميشن پرفروش را در تابستان 2013 راهي گيشه ها کنند.
«من نفرت انگيز 2» همان قدر که سرگرم کننده است، غيرضروري هم است. مشکل من هم دقيقاً همين است، نمي دانم اين فيلم لايق 5/2 ستاره است يا 3 ستاره. از نگاه منفي، شخصاً از تماشاي بازگشت قهرماني که از شخصيت اصليش در نسخه اول دور شده خرسند ني